هنر و خلاقیت (آموزش)

سایت آموزشی هنری بوم شاپ ( boomshop.ir ) برای هنر دوستان و افراد خلاق

هنر و خلاقیت (آموزش)

سایت آموزشی هنری بوم شاپ ( boomshop.ir ) برای هنر دوستان و افراد خلاق

هنر و خلاقیت (آموزش)

:: از آنجا که اکثر ما تصور غلطی از یادگیری هنر طراحی داریم و طراحی را بیشتر یک استعداد خدا دادی می دانیم .
در حالی که طراحی بیشتر از آنکه نیاز به استعداد داشته باشد نیازمند آموزش , خلاقیت و پشتکار است. در واقع همه ما می‌توانیم به خوبیِ هنرمندانِ بزرگ طراحی کنیم فقط نیازمند روشن شدن راه و زندگی نامه ی هنرمندان بزرگ هستیم تا به خود ایمان بیاوریم و پا پیش گزاریم.
بنا براین سایت بوم شاپ ( boomshop.ir ) در تلاش برای افزایش سطح هنری کاربران علاقه مند و هنرمندان عزیز می باشد تا این نقصان کوچک زندگیمان را برطرف سازیم.
سایت بوم شاپ ( boomshop.ir ) از کاربرانی که در زمینه های هنری مهارت و فعالیت دارند دعوت به همکاری می نماید.
و از هنرمندانی که علاقه دارند آثارشان در سایت بوم شاپ ( boomshop.ir ) به نمایش در آید تقاضا می کند آثار خود را به ایمیل
BoomShopIR@gmail.com
ارسال نمایند.

مدیریت بوم شاپ :سعید امینی

با ما باشید
هاست هاست
Instagram
اسلایدر
آخرین نظرات

۴۰ مطلب با موضوع «داستان یک زندگی» ثبت شده است

از "رنج" بودا تا "اضطراب درونی" هایدگر

اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی یک جورایی سخته...
یعنی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می‌کنی نداره.
من بهش می‌گم اصل بقای سختی. یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه ولی نابود نمی‌شه. برای همین هم توی یک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ‌کی به هیچ‌کی به خاطر عقایدش شلیک نمی‌کنه و همه‌چی آرومه؛ آدم‌های زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی می‌خورن که بتونن خودشون رو هر روز صبح از توی رختخواب بکشن بیرون. آدم‌های پف کرده، آدم‌های بد حال؛ آدم‌های روی لبه.
خیلی‌ها معتقدن که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخودفرنگیِ غیر ارگانیک و گلوتن، ما‌ ها رو اینجوری کرده و قدیم‌ها مردم خوشبخت‌تر بودن. تو بشنو و باور نکن.
حتی هزار‌ها سال پیش شاهزاده‌ای هندی به نام سیزارتا –یا همون بودا– گفت که زندگی رنجه. رنج، یا به زبون بودا «دوکا». هایدگر بهش می‌گه «اضطراب وجودی».

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۲۳
مهندس عشق هنر

Mourning of Muharram in cities and villages of Iran-342 16 (136).jpg

ماه محرم 
نگاره صحنه‌ای از مراسم تعزیه در ایران را نشان می‌دهد.
این مراسم نوعی نمایش مذهبی و سنتی ایرانی-شیعی و دربارهٔ نبرد کربلا است که هر ساله در ایام ماه محرم و در شهرهای مختلف ایران برگزار می‌شود و عده زیادی از مردم برای تماشای آن گرد هم می‌آیند. شیعیان ایران هر ساله اقدام به برگزاری آئین عزاداری محرم در شهرها و روستاهای ایران می‌نمایند. با وجود ماهیت مشترک همه آنها که یادبود واقعه کربلا می‌باشد، به موجب گوناگونی فرهنگی در میان اهالی شهرها و روستاهای ایران و همچنین اقوام مختلف ایرانی، این مراسم با شیوه‌ها و آداب و رسوم مختلفی برگزار می‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۵:۳۸
مهندس عشق هنر

کاربردهای ادبیات چیست؟

از دیرباز نام ساد و مازوخ برای نشان دادن دو انحراف جنسی بنیادین بکار می‌رفته است، و از این لحاظ آنها دو نمونه‌ی برجسته از کارایی ادبیات هستند. بیماری‌ها گاهی بنابر نام مریض‌های نوعی‌شان نامگذاری می‌ شوند، اما معمولا این نامِ پزشک است که به آن مرض داده می شود (مثلا مرض راجر، مرض پارکینسون، الخ). شناخت قواعد کلی در پس این برچسب‌زنی تحلیل دقیق‌تری را میطلبد. این پزشک نیست که بیماری را بوجود میآورد، او علائم بیماری (symptom) را که قبلا گرد هم آمدهاند از هم تفکیک میکند، و بقیه را که از هم تفکیک شده بودند به هم پیوند میزند. خلاصه اینکه او تصویر بالینی بنیادین و اصیلی را برپا میکند. بنابراین تاریخ پزشکی می‌تواند دستکم از دو جنبه بررسی شود. نخست تاریخ بیماریها، که ممکن است ناپدید شوند، دیگر تکرار نشوند، دوباره نمایان شوند یا شکل خود را مطابق با حال و هوای جامعه و پیشرفت روشهای درمانی تغییر دهند. عضو درهم پیچیدهی این تاریخ، تاریخ سمپتوماتولوژی [علم شناسایی علائم بیماری] است، که گاهی مقدم است و گاهی در پی تغییرات در معالجه و ماهیتِ مرض میآید : سمپتوم‌ها نامگذاری شدهاند و به طرق مختلفی بازنامگذاری و و بازدستهبندی میشوند. پیشروی از این نقطه‌نظر به معنی گرایشی‌ست به سمت جزئیات، و نشان دهنده‌ی یک پالودگی در سمپتوماتولوژی‌ست. (بنابراین آفت و مرض در گذشته بیشتر شایع بود نه تنها به دلایل تاریخی و اجتماعی بل به این دلیل که فرد تمایل داشت تحت این عناوین و گونه‌های متعدد امراض که اکنون بطور جداگانه ردهبندی شدهاند دستهبندی شود) متخصصین بزرگ بالینی بزرگترین پزشکان هستند : وقتی یک پزشک نام خود را روی یک بیماری میگذارد این یک گام بزرگ زبانشناسانه و نشانهشناسانه است، تاجائیکه یک نامِ مناسب به یک دستهی معین از نشانهها مربوط است، یعنی، یک نامِ مناسب ساخته میشود تا بر نشانهها دلالت کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۳:۲۰
مهندس عشق هنر

هرچند که وجود مغز، معیار معناداری مفهوم «آگاهی» (consciousness) است (یا به عبارت دیگر، «آگاهی» نشانه «وجود مغز» است)، معیار معناداری مفاهیم مرتبط به نحوه عملکرد مغز هم وجود «بدن» است. این تلازم «نشانه» و «معیار»، و ضرورت پرهیز از فروکاستن یکی به دیگری، هنگامی آشکار می‌شود که درصدد درک شرایطی برآییم که فرضاً دو مغز بر یک بدنِ واحد فرمان می‌رانند. تنها مورد شناخته‌شده چنین حالتِ نادری، زوج خواهران هنسل (ابیگل و بریتنی) هستند که هم‌اینک 25 سال از عمرشان می‌گذرد. این دو خواهر، دارای دو مغز، دو قلب، دو ستون فقرات، اما دو دست و پایین‌تنه‌ای مشترک‌اند.

این‌که ابیگل هنگام تایپ یک ایمیل، همزمان از دست خود و دست بریتنی استفاده می‌کند و در آنِ واحد متنی را می‌نویسد که در آن از ضمیر «من» (به جای «ما») استفاده شده (و خود تأکید می‌کند که اگر خواهرش موافق با فلان جمله نباشد، همان بدنِ واحد حرف خواهر دیگر را ذیل ضمیر «من» اما با مرجعی متفاوت تایپ می‌کند!)؛ این‌که هر دو خواهر اغلب جملات همدیگر را در آن واحدْ کامل می‌کنند؛ این‌که به‌هنگام رانندگی، پای ابیگل مسئول پدال گاز و ترمز است و پای بریتنی مسئول کلاچ، و این در حالیست که آن‌ها موفق به دریافت (دو) گواهینامه رانندگی شده‌اند، از رهگذر تصاویر تقلیل‌گرایانه‌ای که کل عملکرد بدن را به عملکرد مغز فرومی‌کاهند (همچون استدلال «مغز در خمره» هیلاری پاتنم) امکان ندارد مگر از طریق تلقی به قبول گونه‌ای تله‌پاتی بین مغزهای ابیگل و بریتنی! 

اما واقعیت این است که معناداری هر تفسیر عصب‌شناختی‌ای از سازوکار رفتارهای «بدن» واحد این دو خواهر، بر معیار «وجود یک مغز» مبتنی‌ست (که واژه «یک» در بی‌شمار موارد غیر از موردِ این زوج استثنایی، حذف به قرینه معنوی می‌شود). واقعیتِ «وجود دو مغز» در یک بدن، شرایطی را پدید آورده که در آن برای معناداری هر توصیفِ تقلیل‌گرایی از رفتار خواهران هنسل اساساً معیار مشخصی یافت نمی‌شود؛ شرایطی که ویتگنشتاین در قبال‌شان ما را به سکوت فراخوانده (سکوتی که البته متضمن پرهیز از استنباط هرگونه معنایی از خود نیز هست)؛ یا چنانکه خودْ بعدترها در فقره 806 از جلد دوم «واپسین نوشته‌ها در باب فلسفه روان‌شناسی» نوشته: "مغز، به یک نوشته می‌مانَد؛ فرامی‌خواندمان که بخوانیم‌اش، و با این‌حال، یک نوشته نیست".

https://www.youtube.com/watch?v=K57IcN9DWXo&feature=share

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۲:۰۵
مهندس عشق هنر

تشخیص برند


آیا تا به حال با برند «IBM» یا نشانه‌های مرتبط با آن مواجه شده‌اید؟
مهم نیست که یادتان بیاید کجا این اسم را شنیده‌اید. مهم نیست که یادتان بیاید لوگوی IBM را روی بیلبوردی در نزدیکی خانه‌ی خود دیده‌اید یا در بنری کنار یک سایت. شاید هم روی جعبه‌ای در انباری خانه‌ی خودتان. حتی مهم نیست که بدانید IBM چه کار می‌کند. یک ساندویچی معروف است یا تولید کننده‌ی لپ‌تاپ. مهم نیست که آن را تولید کننده‌ی کامپیوتر بدانید یا ارائه دهنده‌ی راهکارهای جامع برای مدیریت سیستم‌های سازمانها.
سوال مهم این است که: «چقدر در معرض این برند» قرار گرفته‌اید؟
به این ویژگی Brand Recognition یا تشخیص برند گفته می‌شود. دیوید آکر در یکی از کتابهای قدیمی خود تحت عنوان ساختن برندهای قدرتمند یا Building Strong Brands توضیح می‌دهد که انسانها به صورت متوسط، برندی را که قبلاً بیشتر در معرض آن قرار گرفته باشند، بیشتر از سایر برندها دوست دارند. او به آزمایش‌هایی اشاره می‌کند که دو نام بی‌معنی مانند «پوسترینا» و «پوتاستین» به عنوان نام دارو یا هر محصول دیگر، زمانی که قبلاً هم مخاطب همین نام بی‌معنی را شنیده باشد، دوست داشتنی‌تر و قابل اعتمادتر هستند. حتی، در میان دو نامی که قبلاً به هیچ وجه شنیده نشده باشند هم، آن نامی که به گوش آشناتر می‌آید، شانس بیشتری برای جلب اعتماد مخاطب دارد.
شاید به همین دلیل است که هنوز هم، رستوران‌های مختلفی را در سطح کشور می‌توان یافت که اگر احساس کنند که بودجه ندارند تا خودشان را به عنوان برندی مستقل و بزرگ تثبیت کنند، ترجیح می‌دهند با سوار شدن روی موج برندهای قدیمی‌تر مانند «اکبر جوجه» به پیش برانند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۰:۵۷
مهندس عشق هنر

دکتر هلاکویی
من برای فرزندم از این کارت‌های آموزش لغات فارسی و انگلیسی نمی‌خرم. از دو سالگی مغزش را با یک مشت فکر مزخرف مثل “یاد نگرفتن لغات فلان مبحث” درگیر نمی‌کنم. فرزندم را می‌برم پارک. می‌گذارم آزادانه بدود. حتی گاهی زمین بخورد. می‌گذارم فرزندم با بچه‌های همسن خودش گرگم به هوا بازی کند. می‌گذارم بهترین تفریحش وقت‌هایی که می‌رویم پیک نیک گل بازی باشد نه پز دادن سطح زبان انگلیسی به دختر عموهایش. من برای فرزندم خمیر بازی می‌خرم. خاله بازی می‌کنم با او. بعضی وقت‌ها می‌گذارم دکتر بشود و با چوب بستنی‌اش معاینه‌ام کند. اما به خاطر چشم و همچشمی او را به کلاس زبان انگلیسی و فرانسه، باله و ژیمیناستیک نمیبرم.

فرزندم که بزرگ تر بشود می‌گذارمش کلاس نقاشی. کلاس موسیقی. کلاس رقص حتی. فرزندم را برای ۱۵ گرفتن در دیکته‌ای که کلا هشت تا کلمه است دعوا نمی‌کنم. بخاطر ننوشتن مشق‌هایش سرش داد نمی‌زنم و هیچ وقت خریدن عروسک را جایزه بیست گرفتنش قرار نمی‌دهم. با معلمی که بخواهد درس نخواندن فرزندم را مایه خجالت بداند برخورد می‌کنم. و مدام به خاطر اینکه توانسته “جان مریم” را با انگشتان کوچکش به قشنگی بنوازد گونه‌اش را می‌بوسم.

من می‌گذارم فرزندم توی خانه کنار من شیرینی درست کند. دست زدن به چرخ خیاطی‌ام را برایش ممنوع نمیکنم.عکس گرفتن با دوربین خودم را ممنوع نمی‌کنم. همیشه لباس‌های رنگی می‌دوزم برایش و بهش یاد آوری می‌کنم که رسالت بزرگی در شاد کردن دل مردم دارد. من فرزندم را برای انتخاب رشته دبیرستانش پیش مشاور نمی‌برم. بهش زمان کنکور را یادآوری نمی‌کنم. تعداد تست‌هایش را نمی‌شمارم و می‌گذارم آن راهی را برود که از ته ته ته دلش دوست دارد.

برای فرزندم و دوست‌هایش مهمانی‌های کوچک خودمانی می‌گیرم. با دوست‌هایش دوست می‌شوم. رفت و آمد با قشر خاصی از افراد یا جنس خاصی از آدم‌ها را قدغن نمی‌کنم. به او انقدر محبت میکنم و به او احترام میگذارم تا در رابطه با جنس مخالف خودش بتواند تصمیم درست را بگیرد. حتی شاید اسم دخترم را بگذارم گلنار که اگر کسی عاشقش شد و خواست شعری برایش بگوید ریتم آهنگین تری توی شعرش بیاید. هر کدام از لوازم آرایشم را که بخواهد بهش می‌دهم و می‌گذارم خودش به این نتیجه برسد که با چه ظاهری قشنگ تر است.

من می‌دانم که فرزندم شاید نابغه بزرگی نشود. شاید دانشجوی نمونه‌ای نباشد. شاید حتی دانش آموز درس خوانی هم نباشد اما بی شک انسان بزرگی خواهد شد. فرزندم کسی می‌شود که قدر رنگ‌ها را می‌داند. ارزش بوها را می‌داند. و تک تک ثانیه‌هایی که چیزهای ریز زندگی را می‌بیند از خودش، وجودش، تک تک سلول‌های بدنش، از من و پدرش، از مردم کشورش و از خدای خودش راضی است. فرزندم کسی می‌شود که دیدنش حس خوبی به بقیه می‌دهد. فرزندم کارهای بزرگی برای آدم‌ها می‌کند. و از همه مهم تر یادش نمی‌رود که با لبخند کوچکش روز آدم‌های غمزده عصبی از همه جا نا امید از همه شاکی را عوض کند. من به جای همه درس‌هایی که خوانده‌ام، به جای همه تست‌هایی که زده‌ام، به جای همه مقاله‌هایی که نوشته‌ام، فقط برای تربیت کردن همچین فرزندی خودم را تحسین می‌کنم

صمیمانه تقدیم به تمام پدران و مادران این مرزو بوم...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۸:۵۷
مهندس عشق هنر

پیرزنى که پشه قورت داد 1

“پیرزنى که پشه قورت داد” نام یکى از اشعار ادبیات فولکلوریک آمریکا است که کودکان آمریکایى با ریتم و موسیقى خاصى هنگام بازى و سرگرمى آن را مى‌خوانند. این شعر کودکانه‌ى کلاسیک، در مورد پیرزنى ست که هنگام صرف صبحانه ناگهان پشه‌اى را قورت می‌دهد. او هراسان براى بیرون آوردن پشه، یک عنکبوت را مى‌بلعد تا پشه را شکار کند؛ ولى فایده‌اى ندارد. سپس یک پرنده قورت مى‌دهد تا عنکبوت را بگیرد، بعد یک گربه که پرنده را بگیرد، یک سگ ،گاو و در نهایت یک اسب! در آخر شکم پیرزن از خوردن آن همه حیوان ریز و درشت مى‌ترکد و حیوانات دوباره آزاد مى‌شوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۳۳
مهندس عشق هنر

این مطلب بر کسی پوشیده نیست که نوشتن یک مقاله از بسیاری جهات آسان تر از آن است که به نظر می رسد اما انتخاب موضوع و مطالب مناسب برای مقاله، داستان دیگری است. هنگامی که شما موضوع مقاله ی خود را انتخاب کنید، دو پارامتر وجود دارد که از اهمیت بسزایی برخوردار اند: اول نوع مقاله ای که شما می توانید بنویسید و دوم نوع مقاله ای که شما می خواهید به پایان برسانید. در این مقاله با سکان آکادمی همراه باشید تا با استراتژی های نگراش مقالاتی جذاب و خواندنی بیشتر آشنا شوید.

موضوعاتی که شما می توانید برای مقالات خود انتخاب کنید، گستردگی فراوانی دارند. موضوعاتی مانند داستان های تخیلی، طبیعت، آموزشی، تفریحی و … . بدون در نظر گرفتن موضوعی که برای مقاله ی خود بر می گزینید، نوشتن همیشه شامل مراحل مشخصی است. اصلی ترین مرحله برای نوشتن یک مقاله، تحقیق است. هر چند این موضوع درست است که تحقیق کردن برای مقالات غیر علمی، ارزش پایین تری به نسبت مقالات علمی دارا است، اما حتی برای نوشتن یک مقاله ی تخیلی نیز به اندکی تحقیق نیاز است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۸:۰۴
مهندس عشق هنر

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.

چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۸
مهندس عشق هنر

اولین استادان قصه‌‌نویسی مرادی کرمانی به روایت خودش/ پرویز کلانتری: یمینی شریف نقاشی من را می‎فهمید

شب عباس یمینی شریف
هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده پیشکسوت کشورمان در شب عباس یمینی‌شریف خاطراتی از دوران کودکی خود گفت؛ «در روستا که بودم به قصه‎های مادربزرگم که او و پدربزرگم اولین استادان قصه‎نویسی من بودند، گوش می‎دادم». پرویز کلانتری تصویرگر باسابقه کتاب‌های کودک هم در این مراسم یادآور شد: «یمینی شریف وقتی نقاشی‌های من را می‎دید، می‎فهمید. من همین را می‎خواستم».

شب عباس یمینی شریف صد و شصت و نهمین شب از شب‌های مجله بخارا بود که با همکاری بنیاد فرهنگی ملت، دایره‎المعارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار عصر شنبه 5 مهر ماه 1393 برگزار شد.

علی دهباشی مدیرمسئول و سردبیر نشریه بخارا، این نکوداشت را با خواندن شعر «ما فرزندان ایرانیم» از عباس یمینی شریف آغاز کرد و سپس از هوشنگ مرادی کرمانی دعوت کرد تا اولین سخنران این مراسم باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۷
مهندس عشق هنر

 مَن هَمینَم 
 
 نَه چشمآטּ آبــﮯدارَم 
 
 نه کفشهآﮮ پآشنِه بُلنَد 
 
هَمیشِه  کتآنـــ ــﮯ مـﮯ پوشَم
 
روی چَمَن هآ غَلت میزَنَم
 
عِشوه ریختَن رآ خوب یادَم نَداده اَند
 
 وَقتـﮯ اَز کِنارَم رَد میشوﮮ
 
بوﮮ اُدکُلنَم مَستت نمیکُند
 
نگرآטּ پآک شدטּ رُژ لَب و ریملَم نیستَم
 
 لآک نآخن هآیم اَز هزآر مترﮮ داد نمیزَند 
 
گآهـﮯ اَز فَرط غُصّه بلنَد دآد میزَنم
 
خدآیَم رآ بآ تَمآم دُنیآ عَوض نمیکُنم
 
 و بَعضـﮯ آدم هآﮮ اَطرافَم 
 
رآ هَم بآ تَمآم دُنیآ عَوض نمیکُنم
 
شَبهآ پآیه پَرسه زَدن دَر خیآبآטּ و مهمآنـﮯ نیستَم
 
بَلد نیستَم تآ صُبح پآﮮ گوشـﮯ پِچ پِچ کُنم
 
مَن خآلِصآنه هَمینَم...!...
 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۳
مهندس عشق هنر
اولین نقاشی مجازی + داستان نقاشی من

pencilmadnessابزار خوبی برای نقاشی رایانه ای است, نقاشی های کاغذی ام چند وقتی است که نمیگیرد . . . گاهی رنگ ها حوصله میخواهد گاهی طرح ها کمرنگ اند. گاهی هم موضوعات خسته کننده. اما هرگز نباید از نقاشی دست کشید. 

سه سال اول دبستان ، نقاشی ام نسبت به بقیه خیلی خوب بود. البته بهتر است بگویم طراحی ، نه نقاشی ، با رنگ میانه ی خوبی نداشتم. رنگها برایم خیلی کسل کننده بودند. به هیچ وجه حال و حوصله ی رنگ آمیزی طرح هایم را نداشتم. دوستان شاد و شنگولم از همان دوران مهدکودک همواره در حال رنگ کردن بودند. دختر و پسر فرقی نمیکرد همه شان سرشان را کج میگرفتند و مداد رنگی کوچولو را خیلی ابزار گرایانه گوشه ی مشخصی از نقاشی قرار داده و با هاشور های ریز و تو پر نقاشی شان را جلا میدادند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۶
مهندس عشق هنر

نگاهی به کسب و کار اینترنتی در یک سایت اجتماعی pinterest

نگاهی به کسب و کار اینترنتی در یک سایت اجتماعی pinterest

pinterest یک سایت اجتماعی برای به اشتراک گذاشتن عکس است که ظاهر گرافیکی آن شبیه به تابلوهای اعلانات است. حتماً می دانید کدام تابلوها منظورم است. همان‌هایی که با سوزن‌های مخصوص، اعلامیه‌های خود (تقاضاها یا فرصت‌های شغلی، اعلان یک جلسه یا گردهمایی) را روی‌شان نصب می کنیم و از دور شبیه یک تابلوی کاغذ-رنگی به نظر می‌رسند. بله، این ایده‌ی ساده که جلوی چشم هزاران و بلکه میلیون‌ها نفر قرار داشته و دارد، سه سال پیش مبنای کار مؤسسینسایت pinterest قرار گرفت تا یک سایت اجتماعی جدید درست کنند. 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۲
مهندس عشق هنر

                                     آیدین آغداشلو
Aydin Aghdashloo in 2004.jpg
زادهٔ ۸ آبان ۱۳۱۹
۳۰ اکتبر ۱۹۴۰ ‏(۷۴ سال)
محلهٔ آفخرا، رشت، ایران
همسر(ها) شهره آغداشلو (۱۳۵۱–۱۳۵۹)
فیروزه اطهاری (۱۳۵۹ – تا کنون)
فرزندان تارا و تکین از همسر دوم
ملّیت ایرانی
جایگاه زندگی رشت، تهران
رشته نقاشی، نویسندگی و طراحی
آثار برجسته خاطرات انهدام
هویت: در ستایش ساندرو بوتیچلی
تأثیرپذیرفته از حبیب محمدی
وب‌گاه http://www.aghdashloo.com/


آیدین آغداشلو (زاده ۸ آبان ۱۳۱۹ در رشت) نقاش، نویسنده، منتقد فیلم و طراحهنرمند معاصر ایران است.مجموعه‌های خاطرات انهدام و سال‌های آتش و برف از وی از جمله مهم‌ترین مجموعه‌های هنری معاصر در ایران به شمار می‌روند. وی همچنین از دست‌اندرکاران راه‌اندازی موزه هنرهای معاصر و رضا عباسی در تهران بود که سرپرستی دومی را نیز برای مدتی در دست داشت. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه انفرادی برگزار کرده است، که واپسین بار آن در آبان ۱۳۹۳ خورشیدی بود.

زندگی

آیدین آغداشلو، فرزند محمد بیک آغداشلو (حاجی اوف) و ناهید نخجوان، در سال۱۳۱۹ خورشیدی در محلهٔ آفخرای شهر رشت به دنیا آمد. پدرش از مهاجران قفقازی و عضو حزب مساوات قفقاز بود و خاندان وی نیز نام خانوادگی خود را از نام شهر کوچکآغداش گرفته‌اند. پس از تصرف دوباره قفقاز توسط نیروهای بلشویک به دستور لنین، این نیروها به دستگیری و کشتار اعضای حزب مساوات پرداختند و محمد بیک آغداشلو ناچار شد شبانه سوار بر اسب از رود ارس بگذرد و به ایران پناه آورد. او تحصیل‌کرده بود و به زبان‌های متعددی تسلط داشت. پس از ورود به ایران و استخدام در وزارت راه، اگرچه فعالیت‌های مهندسی زیادی کرد، اما به دلیل افسردگی ناشی از از دست دادن دارایی‌ها و دوری از زادگاه به ناخوشی مبتلا شد و در ۱۱ سالگی آیدین (۱۳۳۰ خورشیدی) بر اثر بیماری سل درگذشت. آغداشلو اگرچه از پدر خود خاطرات زیادی در یاد ندارد، اما از علاقه وی به شاهنامه فردوسی، یوگنی آنگین، طراحی، و کتاب‌خوانی یاد کرده است. خانواده مادری آغداشلو نیز همگی از خاندان قاجار بودند. پدر آغداشلو با دیدن استعداد وی در نقاشی در مدرسه و کاردستی‌هایی که او درست می‌کرد، او را برای نخستین بار پیش حبیب محمدی، نقاش اهل رشت و معلم نقاشی، برد. به گفته آغداشلو، در هنگام دیدار با محمدی، بهمن محصص نیز در اتاق بود و آن دو با هم مشغول به بحث در زمینه تابلویی درباره جنگ سالامین بودند. پس از آن، آغداشلو به همراه مادرش به تهران رفتند و در خانه خاله‌اش ساکن شدند. در تهران و در خانه، آغدشلو با مادرش به زبان ترکی صحبت می‌کرد، و در خانه و محل تحصیل به زبان‌های پارسی و انگلیسی. این هنگامی بود که در سال ۱۳۳۲ وارد دبیرستان جم در محله قلهک شد و در آنجا با عباس کیارستمی و علی گلستانه همکلاس گشت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۲
مهندس عشق هنر

 

معین مصور
عشاق، نگاره ای از معین مصور، 1642 میلادی، گالری فریر واشنگتن
زادروز 1026 قمری
درگذشت 1109 قمری
محل زندگی اصفهان
پیشه نگارگر
سبک نگارگری ایرانی
دوره صفوی
مکتب مکتب اصفهان


معین مصور معروف به آقا معین، آقا معینا، شهرهٔ زمان و نادرهٔ زمان، از مشهورترین استادان نگارگری قرن ۱۲ قمری، در میانه‌های دوران صفوی است. وی از شاگردان با استعداد رضا عباسی و از آخرین بازماندگان بزرگ سنت هنری دوران صفوی بوده و گویا همه‌ی عمر خود را در شهر اصفهان گذرانده‌است. او در شبیه‌سازی و چهره‌پردازی استادی چیره‌دست بود و در ارائه‌ی مجالس بزمی و رزمی و مناظر گوناگون، نقاشی پُرمایه به شمار می‌آمد.

تولد و وفات

معین مصور که در اوایل سدهٔ یازدهم هجری قمری به دنیا آمد، در زمان چهار پادشاه صفوی (صفی، عباس دوم، سلیمان و سلطان حسین) می‌زیسته‌است. همچنان که تاریخ تولد وی دقیقن مشخص نیست، تاریخ وفات‌اش نیز وضعیت روشنی ندارد. ارنست هنل بر اساس یادداشت معین مصور بر حاشیهٔ تمثال رضا عباسی معتقد است: معین دیرتر از ۱۰۲۶ قمری یا ۱۷۲۶ میلادی متولد نشده‌است. آنتولی ولش معتقد است: معین مصور تا تاریخ ۱۱۰۷ قمری کار می‌کرده و می‌نویسد سال بعد از دنیا رفته. ولی از ذکر نام منبع مورد استفاده خودداری نموده‌است. رابینسون در مقاله‌ای راجع به شاهنامهٔ کوچران که بین ۱۱۰۴ تا ۱۱۰۹ ق مصور شده، معتقد است وی تا سال ۱۱۰۹ کار می‌کرده، زیرا نگارهٔ هجدهم شاهنامهٔ مذکور به وسیلهٔ معین امضا شده‌است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۱۸
مهندس عشق هنر

صفحات نخست اولین چاپ کتاب رابینسون کروزوئه. (۱۷۱۹)

رابینسون کِروزوئه یا رابینسون کروسو (به انگلیسی: Robinson Crusoe) (منتشر شده در سال ۱۷۱۹) مشهورترین رمان نویسنده انگلیسی دانیل دِفو است. این کتاب یکخودزندگینامه منحصربه‌فرد روحانی و خیالی است که لقب «پدر رمان انگلیسی» را برای خالقش به ارمغان آورد. قهرمان داستان، که نام او بر این رمان نهاده شده، زندگی مرفه خود در بریتانیا را برای مسافرت در دریاها رها می‌کند. پس از اینکه از یک کشتی شکستگی جان سالم به در می‌برد، ۲۸ سال را در یک جزیره و اغلب به تنهایی به گذران زندگی می‌پردازد تا آنکه زندگی یک بومی وحشی آن جزیره را نجات داده و نام «جمعه» بر وی می‌نهد. این دو مرد سرانجام آن جزیره را به مقصد بریتانیا ترک می‌کنند. دفو شاید بخشی از کتابش را بر اساس تجارب واقعی یک ملوان اسکاتلندی به نام الکساندر سِلکرک نگاشته باشد که به سال ۱۷۰۴ پس از ستیز با ناخدای کشتی، وی را به درخواست خودش در ساحل جزیره‌ای خالی از سکنه رها کردند.

بسیاری از مورخان رابینسون کروزوئه را که از دوران نگارش خود در قرن هفدهم میلادی تاکنون، از پرخواننده‌ترین و بحث‌انگیزترین کتاب‌های عالم بوده، سرآغاز «رمان بورژوائی» یا «رمان مدرن» می‌دانند و با توجه به ادامه شاخصه‌های ساختاری، سبکی و محتوائی این کتاب در رمان بعدی اروپای غربی، نظریه مورخانی را که دن کیشوت، اثر سروانتس را سرآغاز رمان می‌دانند، رد می‌کنند.

بسیاری از نویسندگان و متفکران بزرگ دنیا از جنبه‌های مختلف به تحلیل این اثر پرداخته‌اند. ژان ژاک روسو، فیلسوف فرانسوی با تحسین این رمان در کتاب خود «امیل»، «آرزو» می‌کند که رابینسون کروزوئه را «همه جوانان بخوانند تا زندگی در آزادگی و سادگی و سازندگی را بیاموزند».

کارل مارکس، جزیره رابینسون کروزوئه را چون «مدل اقتصاد مدرن فردگرای جامعه بورژوازی» تحلیل می‌کند و معتقد است قهرمان کتاب، را «نماد بورژوازی» در نخستین دوره سرمایه‌داری و نماد استعمارگرانی است که در جستجوی مواد اولیه، بازار و نیروی کار ارزان، بخشی مهمی از جهان را فتح کرده‌اند و با صدور مناسبات اقتصادی اجتماعی خود، این مناطق را به مستعمره خود تبدیل می‌کنند. در رمان مشاهده می‌شود که رابینسون کروزوئه جزیره را به سبک استعمارگران بریتانیایی فتح کرده و به تملک خود در می‌آورد. در آن خانه و قلعه و سلاح می‌سازد، یکی از بومیان را نجات می‌دهد، او را نامگذاری می‌کند، مفهوم پول و مبادله را به او یاد می‌دهد، او را به خدمت می‌گیرد و بر او فرمان می‌راند. به این ترتیب رابینسون کروزوئه طبیعت را به ابزار و کالا و آدمیان را به نیروی کار بدل می‌کند.

جیمز جویس، نویسنده ایرلندی هم که بسیار به این کتاب علاقه داشت به ستایش ارزش‌های ادبی کتاب پرداخته اما با این ایده موافق است که قهرمان داستان نمونه تیپیک استعمارگران کلاسیک به شمار می‌رود.

ادوارد سعید، متفکر فلسطینی‌الاصل هم رابینسون کروزوئه را از نخستین نمونه‌های «ادبیات استعماری» توصیف کرده و معتقد است که دوفو در این اثر ذهنیت استعمارگران انگلیسی دوران خود را به خوبی به تصویر کشیده‌است.

انتشار این رمان مربوط به دورانی می‌شود که با وقوع انقلاب صنعتی، آغاز دوران سرمایه‌داری و پیدایش طبقه متوسط شهری، جامعهاروپای غربی در حال تحول فرهنگی مهمی بود و همین موضوع بازار رمان‌هایی را داغ کرده بود که قهرمانان آن‌ها به قصد کشف ناشناخته‌ها به فتح جهان می‌رفتند. خلق شخصیت‌های جاندار، دیالوگ‌های پربار، فضاهای زنده، پیرنگ‌های جذاب و گره‌افکنی‌های پرکشش، از خصوصیات رمان آن دوران بود و رابینسون کروزوئه از بهترین نمونه‌های این ژانر بود.

این کتاب به نثر انگلیسی قرن هفدهم نگاشته شده و دقت و فضاسازی‌های رئالیستی و شخصیت پردازی‌های استادانه مرسوم در رمان‌های مدرن آن روزگار با ضرباهنگ پرشتاب و درون کاوی در رمان‌های ماجراجویانه اسپانیائی آن دوران ترکیب شده‌است.

این رمان با موفقیت بسیاری در انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی روبرو شد و دفو در رمان دیگری ادامه ماجراهای کروزوئه را نگاشت. اجراها و فیلمهای سینمایی بسیاری تا به امروز بر اساس این کتاب ساخته و کتابهای بسیاری به پیروی از آن نوشته شده‌است، که از آن جمله کتاب «خانواده سوئیسی رابینسون» به قلم یوهان ویس می‌باشد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۰۲
مهندس عشق هنر

دانیل دفو
Defoe-daniel.jpg
دانیل دفو
زمینهٔ کاری رمان‌نویس
زادروز ۱۶۶۰ میلادی
لندن
مرگ ۲۴ آوریل ۱۷۳۱
لندن
ملیت انگلیسی
لقب «پدر رمان انگلیسی»
پیشه نویسنده ، تاجر ، مامور اطلاعاتی و روزنامه‌نگار
سبک نوشتاری ماجراجوی
همسر(ها) Mary Tuffley
فرزندان هشت فرزند
دلیل سرشناسی رمان رابینسون کروزوئه
صفحه در دادگان فیلم‌ها

دانیل دِفو (به انگلیسیDaniel Defoe) ‏(۱۶۶۰ - ۱۷۳۱) نویسنده انگلیسی است که به خاطر رمان رابینسون کروزوئه، معروفترین اثرش، به او لقب «پدر رمان انگلیسی» را داده‌اند. او به غیر از فعالیت در زمینه نویسندگی، یک تاجر، مامور اطلاعاتی و روزنامه‌نگار نیز بود.

زندگی نامه

دفو در حدود سال ۱۶۶۰ میلادی در لندن از خانواده‌ای که از معاندان و مخالفان کلیسای رسمی انگلستان بودند به دنیا آمد. او در سن ۱۴ سالگی در آکادمی منسوب به مخالفان، زبانهای فرانسوی، اسپانیایی و همچنین تاریخ را آموخت و در درس جغرافیا تسلط یافت. دفو سپس به پیشه تجارت خارجی روی آورد و به فرانسه و اسپانیا سفر کرد.

دوفو در نوشته‌های خود از مذهب و کلیسا انتقاد می‌کرد و خواهان دگرگونی مناسبات اقتصادی و اجتماعی بود. وی چندین بار به دلیل نوشته‌های خود علیه اشراف و کلیسا به زندان افتاد. یک بار او را به اتهام «تحریک افکار عمومی» بسته در غل و زنجیر، در میدان مرکزی شهر به تیر چراغ برق بستند.

در کنار کار تجارت، او با زبان طنز به نوشتن رساله‌های منتقدانه پرداخت و در آن خواستاراصلاحات مذهبی، اقتصادی و رفاه اجتماعی شد و در هجونامه‌ای از آزار و اذیت مخالفان سیاسی و مذهبی انتقاد کرد و به خاطر آن برای مدتی به زندان افتاد. دفو پس از آزادی، برای یک رجل سیاسی به نام روبرت هارلی (که باعث آزادی او از زندان شده بود) رساله‌های سیاسی نگاشت و در تلاش برای اتحاد دوباره انگلیس و اسکاتلند به مامور مخفی او بدل شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۴ ، ۰۹:۵۵
مهندس عشق هنر

یکی از مجسمه‌های وازارلی در زادگاهش در مجارستان 

ویکتور وازارلی
نام اصلی Vásárhelyi Győző
زادهٔ ۹ آوریل ۱۹۰۶
پچ، اتریش-مجارستان
درگذشت ۱۵ مارس ۱۹۹۷ میلادی (۹۰ سال)
پاریس، فرانسه
ملّیت مجاری-فرانسوی
رشته نقاشی
شناخته‌شده برای پدر اُپ آرت 
وب‌گاه www.vasarely.com


ویکتور وازارِلی (به فرانسوی: Victor Vasarely) ‏ (۹ آوریل ۱۹۰۶ - ۱۵ مارس ۱۹۹۷) نقاش، طراح ونویسنده مجاری-فرانسوی است که او را پدر اُپ آرت (هنر دیدگانی) می‌نامند.

وازارلی مبتکر اصلی و یکی از آفرینش‌گران هنر دیدگانی است.

او از هنرمندانی است که بر امکانات کاربردی هنر انتزاعی، تاکید کرده‌اند.

زندگی و کار

ابتدا در سال ۱۹۲۵ در دانشگاه بوداپست، پزشکی خواند. در سال ۱۹۲۷ درسش را ناتمام رها کرد و در آکادمی هنری بوداپست آموزش دید.از طریق مُهوی ناگ با آثار مالویچ،واسیلی کاندینسکی، گرُپیوس، لوکُربوزیه و پیت موندریان آشنا شد. سخت تحت تاثیرزیبایی‌شناسی کنستروکتیویسم و کارکردگرایی باهاوس قرار گرفت.

در سال ۱۹۳۰ به پاریس رفت و بعداً تابعیت فرانسوی گرفت. کارش را به عنوان طراح گرافیکشروع کرد. در سال ۱۹۴۴ به نقاشی رو آورد. بعد دست به جستجو و تجربه در زمینه‌های رنگ و خطای دید زد.

با از میان برداشتن مرز نقاشی و مجسمه‌سازی، مفهوم عام هنر تجسمی دوبُعدی را مطرح کرد و به این نتیجه رسید که هنرمند به مدد امکانات مواد جدید و صنعت نوین می‌تواند طرح خود را برای مصارف مختلف زندگی روزمره، باز تولید و پخش کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۰۱
مهندس عشق هنر

حسین پناهی


زمینه فعالیت شعر، نویسندگی، بازیگری، کارگردانی
تولد ۶ شهریور ۱۳۳۵ (با محاسبه از روی دی‌ان‌ای سال ۱۳۳۹)
روستای دژکوه، شهرستان کهگیلویه، ایران
والدین ماه کنیز، علی‌پناه پناهی
مرگ ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ (۴۸ ساله)
تهران
محل زندگی تهران
مدفن دژکوه، کهگیلویه و بویر احمد، ایران
ملیت ایرانی
پیشه بازیگر، کارگردان، نویسنده، شاعر
سال‌های فعالیت ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۳
فرزندان لیلا پناهی
آنا پناهی
سینا پناهی
وب‌گاه رسمی وب سایت رسمی حسین پناهی
صفحه در وب‌گاه IMDb
صفحه در وب‌گاه سوره

حسین پناهی دژکوه (زادهٔ ۱۳۳۵ (با محاسبه از روی دی‌ان‌ای سال ۱۳۳۹)دژکوه – درگذشتهٔ ۱۳۸۳ تهرانشاعر، نویسنده، کارگردان و بازیگر ایرانی بود.

زندگی‌نامه

جوانی

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسئله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است (روغن محلی معمولاً در تابستان از حرارت دادن کره به دست می‌آید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است)، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تأمین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی‌رغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۰
مهندس عشق هنر

www.picsearch.com

پیک سرچ یک کمپانی سوئدی است که در سال 2000 راه اندازی شد، که سایت های دیگر را نیز پشتیبانی می کند. ویژگی هایی که این موتور جستجو را از دیگر موتورهای جستجو جدا می کند، شامل موارد زیر است:

  • مختص جستجوی تصویر است؛
  • دارای حذف خودکارمواد مربوط به بالغین؛
  • اجازه دسترسی به حجم وسیعی ازیافته (به ادعای خود سایت) دارد؛
  • این موتور علاوه بر موارد بالا دارای ویژگی های زیر نیز است:
  • دارای جستجو ساده و پیشرفته و جستجو از طریق عملگرهای بولین؛
  • در ربط یافته ها بسیار خوب است؛
  • پیوندهای کور و تصاویر حذف شده وجود دارد؛
  • دارای بیانیه حق مؤلف؛
  • امکان برقراری ارتباط از طریق ایمیل .
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۴۰
مهندس عشق هنر